گفتگو با محمد کشوری کارشناس ICT:
برسی نقش‌ رویداد های بین‌المللی در توسعه دیپلماسی علم و فناوری
یکشنبه ۰۵ آبان ۱۳۹۲

دیپلماسی علم و فناوری: یکی از قالب‌هایی که کشور‌های مختلف برای توسعه تعاملات بین‌المللی علمی و فناوری خود استفاده می‌کنند همایش‌ها، نمایشگاه‌ها و سایر گرد‌همایی هایی است که به آنها رویداد بین‌المللی آنها گفته می‌شود. برای برسی بیشتر ظرفیت این رویداد‌ها در توسعه دیپلماسی علم و فناوری  به سراغ آقای محمد کشوری مدیر گروه علمی طیف که یکی از کانون‌های تفکر در حوزه ICT است رفتیم و نظرات و تجربیات ایشان را جویا شدیم. در ادامه متن کامل این گفتگو می‌آید.

 

کشوری1

 

همانطور که می‌دانید رویدادهای بین‌المللی اعم از همایش‌ها و نمایشگاه‌ها نقش مهمی در دیپلماسی علم و فناوری دارند. با توجه به آشنایی و تجربه شما از حضور در اینگونه رویدادها در خارج کشور فکر می‌کنید تا چه اندازه می‌توان از ظرفیت این رویدادها برای پیشرفت علم و فناوری استفاده کرد؟ 

تجربه فردي بنده بیشتر در حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات (ICT) بوده که قطعا خيلي هم کامل نيست. اما در هر صورت به نظرم باید ابتدا میان رویدادها تفکیک قائل شویم. به هر حال همه اینگونه رویداد‌ها وبرنامه‌های از یک سنخ نیستند و طبعا ظرفیت‌های متفاوتی دارند. در یک دسته‌بندی اولیه مي‌توانيم اين رويداد‌ها را در چهار دسته قرار دهيم. هر يک از اين دسته‌ها يک وجه و هدف غالبي وجود دارد.

دسته اول همايش‌ها و رويدادهای کاملاً علمي است. در اينگونه رويداد‌ها جو اکادميک‌ و دانشگاهي کاملاً غالب است. اکثريت شرکت‌کنندگان‌ در اين همايش‌ها اساتيد، دانشجويان و يا محققان موسسات تحقيقاتي هستند که عموماً پژوهش‌هاي خود را در دانشگاه‌ها يا مراکز بزرگ و کوچک تحقيقاتي در حوزه‌هاي کاملاً مشخص علمي انجام داده و در اينگونه همايش‌ها عرضه مي‌کنند.

یعنی این رویدادها صرفا علمی هستند؟ 

بله شاید بتوانیم اینطور بگوییم. اين‌گونه همايش‌ها اغلب گزارشي است که دانشگاهيان از کم و کيف گسترش مرزهاي تئوريک دانش به هم مي‌دهند. فايده مهم ديگر اين همايش‌ها اين است که در کنار ارائه يافته‌هاي جديد سبب آشنايي محققان، اساتيد و دانشجويان با يکديگر مي‌شود. آشنايي‌هايي که چه بسا منجر به کار مشترک علمي هم بشود. کارکرد ديگر اين رويداد‌ها هم اين است که به دانشجويان اعتماد به نفس مي‌دهد که بحثي را که موضوع تحقيقشان است در يک جمع علمي ارائه کنند و جوانب آن را با صاحبنظران به بحث بگذارند. 

دسته دوم از اين رويداد‌ها رويداد‌هايي هستند که بامحوريت اتحاديه‌ها و مجامع جهاني در حوزه‌هاي خاص (مانند محيط زيست، ICT و..) با هدف همگرايي و به اشتراک‌گذاري تجربيات ميان کشورها بخصوص حاکمان و سياستگذاران برگزار مي‌شوند. مثلا در حوزهICT  اتحاديه جهاني مخابرات(ITU)که وابسته به سازمان ملل است هدفش را کمک به توسعه ارتباطات و قانونگذاري و مقرراتگذاري جهاني در حوزه ارتباطات قرار داده است و معمولا هر چند سال يکبار رويداد‌هايي را در سطوح مختلف برگزار مي‌کند. در اين رويداد‌ها خيلي وجه تجاري و انتفاعي پر‌رنگ نيست. مثلا اگر نمايشگاهي برگزار مي‌کنند هدفشان اين است که کشور‌ها بيايند و غرفه‌هايي را بگيرند و دستاورد‌هاي خودشان را در حوزه پيشرفت‌هاي فناوري و يا در حوزه توسعه کاربردهايICT در آنجا نمايش دهند و از تجربه هم‌ديگر هم استفاده کنند. بعضا ممکن است نهاد برگزار کننده يک جوايزي و يا تقديري از طرح‌هاي برگزيده و يا کارهاي قابل ذکر انجام دهد. مثلا يک کشور پروژه يا دستاوردي را در زمينه توسعهICT در روستاها داشته يا نوآوري خاصي را داشته است اين را براي ديگران الگو مي‌کنند و فرصت طرح و استفاده ديگران از آن را فراهم مي‌کنند. اين جا رويکرد‌شان بيشتر کمک به سياست‌گذاري و کمک به توسعه کشورهاست. مخصوصا تاکيدشان در اين رويداد‌ها بيشتر به کشور‌هاي در حال توسعه و توسعه نيافته است. کمتر در اين رويداد‌ها تاکيد روي لبه تکنولوژي است. در اين رويداد‌ها بيشتر نقش دولتها به عنوان مخاطب پررنگ است.

دسته سوم رويداد‌هايي هستندکه جنبه قوي فناورانه و کاربردي دارند. مثال ملموس بزنم در حوزه الکترونيک و ارتباطات رويدادهايي مثل سبيت(CeBit) را داريم. بيشتر اين رويداد‌ها ترکيبي از نمايشگاه و يک سري سخنراني‌ها، پنل‌ها و بحث‌ها هستند. کارکرد اين رويداد‌‌ها نمايش فناوري‌هايي است که به تازگي تجاري‌سازي شده است و شرکتها آمده‌اند آنها را معرفي و عرضه کنند. شرکت‌ها محصولات‌شان را در فضاي نيمه تخصصي عرضه مي‌کنند. 

منظورتان از فضاي نيمه تخصصي چيست؟ 

منظورم اين است که مخاطب و شرکت‌کنندگان اين دسته رويداد‌ها ترکيبي از دوستداران فناوري و شرکتهايي که حوزه کاريشان تخصصي است و يا افراد متخصص در اين حوزه اند است. اين‌طور نيست که مثل همايش‌هاي دانشگاهي شرکت‌کنندگان از ميان اساتيد و متخصصان آن حوزه باشند. دوستاران فناوري هم هستند. شرکت‌کنندگان در اين فضا بحث‌هايشان را مطرح مي‌کنند. هدف اول اين رويدادها بازاريابي مستقيم و فروش محصول نيست در واقع يک جور فضا‌سازي براي آينده بازار و محصولاتشان يا به رخ کشيدن توانمنديهاي نوآورانه محصولات جديد در مقابل رقبا است.

دسته چهارم رويداد‌هايي هستندکه بيشتر هدفشان به اشتراک گذاشتن تجربيات موفق ميان شرکتها و معرفي راهکارهايي براي رشد و توسعه حوزه‌هاي مشخصي از صنعت هم به تصميمگيران و هم به شرکتها است. مثلا در حوزه ICT که حوزه کاري بنده است برخي از کانون‌هاي تفکر يا موسسات مشاوره‌اي جهاني بر اساس تحليل و شناختي که از نياز بازار و اکو سيستم حوزه ارتباطات پيدا مي‌کنند در موضوعات مختلف مثلا توسعه نسل چهارم  تلفن همراه، خدمات مالي و بانکي يا خدمات ارزش افزوده مبتني بر شبکه‌هاي ارتباطي از شرکت‌ها، افراد، اپراتورها، سازندگان و کلا بازيگراني که در اين حوزه فعال هستند دعوت مي‌کنند تا به ارائه و نمايش دستاورد‌هاي خود بپردازند و مشکلات و نکات برجسته استراتژي و برنامه شرکت يا سازمان خود را براي بقيه تشريح کنند. اينگونه همايش‌ها و نمايشگاه‌ها علاوه بر اين باعث آشنايي و ارتباط مديران و کارشناسان شرکتها و سازمانها با هم مي‌شود که بسيار مهم تلقي مي‌شود. اصولا. يکي از اهداف اصلي اين رويدادها شکل‌گيري ارتباطات بين افراد است. مديران، مسئولان و کارشناسان در اين حوزه خاص از شرکت‌هاي مختلف تجاري با هم آشنا مي‌شوند. شايد اين ارتباط خيلي دستاورد علمي نداشته باشد اما در عمل بسيار مهم است. تجربه اپراتورهاي مختلف در توسعه محصول، فناوري و بازار را عرضه مي‌کنند. اين خيلي بحث مهمي است و حتي گاهي برخي از همايش‌ها يک زماني را مي گذارند براي اين مساله. در يک تجربه‌اي که من داشتم،20 -30 ميز کوچک گذاشته بودند و مي‌گفتند افراد بيايند سر هر ميزي سريع ظرف 2 دقيقه با ديگران به صورت چرخشي آشنا بشوند. فضايي را ايجاد کرده بودند که رو‌در‌رو در عرض مثلاً يک ساعت 100 نفر با هم آشنا شدند. در اغلب اين رويدادها در کنار مکان سخنراني، نمايشگاه‌هايي هم گذاشته‌اند که شرکت‌ها محصولاتشان را عرضه مي‌کنند و وقت مناسبي را بين چند سخنراني براي بازديد از نمايشگاه و آشنايي افراد با هم در نظر مي‌گيرند. بسياري از افراد به خاطر همين نکته به اين همايش‌ها مي‌روند. يعني مثلا اپراتور ايراني به آنجا مي‌رود که ببيند اپراتور يک کشور ديگر فلان مشکل خود را چگونه حل کرده است. در اين رويداد‌ها بحث اين نيست که لبه تکنولوژي کجاست و علم دارد به کجا مي‌رود. در اين رويداد‌ها شرکت‌کنندگان با تجربيات تجاري هم آشنا مي‌شوند مثلا، ما مطلع مي‌شويم که مثلا اپراتور عربستاني در فروش يک محصولش با اين شيوه عمل کرده و موفق شده است. يا دولت امارات براي رونق خدمات فلان کار را کرده است. اين جور همايش‌ها هم در سطح منطقه‌اي و هم در سطح جهاني برگزار مي‌شود. گاهي اوقات موضوعي هستند. مثلا گاهي در مورد يک محصول خاص، شيوه خاص همايش برگزار مي‌شود. 

آيا اين نوع رويداد‌ها منظم برگزار مي‌شوند؟ 

بعضي هايشان بله منظم برگزار مي‌شوند، عموما ساليانه است- مثلا در مورد فناوري نسل چهارم يک همايش جهاني داريم که هرساله در هلند برگزار مي‌شود. همايش‌هاي منطقه‌اي هم در اين مورد داريم که در خاورميانه و در اخر تابستان و پاييز برگزار مي‌شود. در مناطق ديگر هم برگزار مي‌شود . چرا که چالش‌هاي اين نسل چهارم در مناطق مختلف متفاوت است. مثلا در شرق آسيا يک طور است و در خاورميانه طور ديگر است. در خاورميانه سطح درامد و فناوري مردم متفاوت است و نياز مردم يک سطحي دارد و در کره و ژاپن اين نيازها متفات است. لذا ساليانه معمولا يکسري همايش‌هاي منطقه‌اي برگزار مي‌شود و يک همايش جهاني که از سراسر جهان مي‌آيند و بزرگتر است و موضوعات متنوع‌تري در آن بحث مي‌شود. 

در ميان اين چهار دسته از رويدادها که اشاره کرديد بحث فروش محصول مطرح نيست؟

نه. خيلي اين بحث مطرح نيست. در دسته سوم که بيشتر هم به فضاي تجاري نزديک است فروش محصول مطرح نيست . يعني خيلي هم دنبال اين نيستند که محصول بفروشند بيشتر رويداد جنبه رقابت فناورانه و آينده نگرانه دارد. در نهايت با جذب نخبگان و متخصصان فناوري به محصولات جديد خود دنبال افزايش قدرت برند و حفظ جايگاه خود در بازار هستند.

به غير از اين چهار رويدادي که فرموديد ما رويدادي داريم که دغدغه‌اش فروش باشد؟ مثلا زمينه فروش محصول و انعقاد قرارداد را فراهم کنند؟

ببينيد نمايشگاه هاي فروش محصول به مشتريان نهايي (مردم) معمولا در فضايي ديگر و به شکل متفاوتي برگزار مي شوند. چرا که تداخل اين دو با هم تبعاتي را به همراه مي ‌ورد.  در اين رويداد ها مهم اين است که افراد کليدي از شرکت‌هاي مختلف همديگر را ببيند و با هم آشنا شوند. ولي اينکه زمينه را براي قراردادي فراهم کنند اين کاملا شدني است.در هر چهار دسته‌اي که بنده عرض کردم(شايد بجز دسته اول) ممکن استاين اتفاق به صورت عمده فروشي يعني انتقال فناوري، مشارکت تجاري و.. ميان شرکتها با هم بيافتد نه اينکه درهمان‌جا قراردادي امضا شود اما زمينه‌هاي انعقاد قرارداد ، فروش محصول و يا انتقال فناوري در آنها  مي‌تواند ايجاد شود. مثلا در دسته دوم که محور آن دولت‌ها هستند ممکن است يک کشور با کشورهاي ضعيف و در حال توسعه بتواند قراردادي هم منعقد بکند. يا بتوانند زمينه را فراهم کنند اما اينکه  اين رويداد‌ها مکاني براي فروش باشد، نيست.

آيا در حوزه ICT ايران از اين ظرفيت‌ها استفاده مي‌شود؟ به نظر شما علت ضعف در ايجاد بازار محصولات فناورانه ما عدم استفاده از ظرفيت اين رويدادها نيست؟

ببينيد نمايشگاه يک ابزار است. اين طور نيست که ما بگوييم که چون ما نمايشگاه نداريم در فروش محصولات فناورانه مشکل داريم. تجاري‌سازي و فروش کلا يک زنجيره است که ضعف در هر حلقه منجر به ضعف کل زنجيره مي‌شود. چون ما در حلقه‌هاي اوليه تجاري‌سازي مشکلاتي داريم از فرصت و ابزار نمايشگاه ها هم نمي‌توانيم خوب استفاده کنيم. نه اينکه چون در نمايشگاه شرکت نمي‌کنيم و يا استراتژي خوبي براي شرکت در نمايشگاه‌هاي منطقه و جهان نداريم محصولاتمان ضعيف است. البته اين به معناي بي توجهي به ظرفيت رويدادهاي بين‌المللي نيست. بالاخره اگر مي‌خواهيم کار کنيم چاره اي نداريم جز آنکه حداقل با توانمندي ها و تجربيات ديگران آشنا شويم و محصولات و خدمات داراي مزيت رقابتي خود را در چنين فضاهايي عرضه کنيم. بنابرايندر بخش ها يا حوزه‌هايي که ظرفيت داريم بايد در نمايشگاه‌ها شرکت کنيم.

در سال‌هاي اخير اينطور بوده است؟

حداقل انگونه که بنده در حوزه ICT ديده‌ام ما در سال‌هاي اخير بيشتر بازديد کننده اين جور نمايشگاه‌ها هستيم و شرکت کننده مطرحي نيستيم. حتي در رويدادهاي دسته دوم که بيشتر دولتي است و وابسته به سازمان‌هاي جهاني است ما بعضا به دلايل هزينه شرکت در اين رويداد‌ها و بي‌برنامگي و عدم وجود افراد توانمند در بخش‌هاي بين‌الملل نهادهاي ذيربط از اين نمايشگاه ها استفاده نمي‌کنيم. گاهي فردي که در بخش بين‌الملل فلان نهاد  يا وزارتخانه قرار گرفته است حتي زبان انگليسي خوبي بلد نيست تا بتواند يک مکاتبه با مسئول برگزاريرويداد‌هاي بين‌المللي انجام بدهد. در برخي از اين رويداد‌ها کشورها را دسته بندي مي‌کنند و براي شرکت بعضي کشورها تخفيف مي‌دهند و يا حتي امکان حضور رايگان را فراهم مي‌کنند يا ممکن است يک سري امکانات بدهند مثلا امکان يک سخنراني را بدهند اما متاسفانه بدلايل مختلف که يکي از آنها ضعف در بخش هاي بين‌الملل نهاد‌هاي ماست، مسئولين با اين ظرفيت‌ها آشنا نيستند ونمي‌توانند به خوبي با آنها ارتباط برقرار کنند و استفاده کنند.

اگر شرکت کننده خوبي نبوده ايم به عنوان بازديد کننده حضور ايراني ها را در اين نمايشگاه ها چطور مي‌بينید؟

در نهاد‌هاي دولتي و يا نزديک به دولتي دغدغه براي استفاده از اين نمايشگاه‌‌ها براي توسعه حوزه فن‌اوري يا توسعه سياست‌ها وجود ندارد. معمولا افرادي که در اين همايش‌ها از نهادهاي دولتي شرکت مي‌کنند با زبان انگليسي هم آشنايي کافي ندارند. علتش هم اين است که از اساس نگرش بخش دولتي به شرکت در رويدادهاي بين المللي غلط است. شرکت در اين رويدادها بيشتر به عنوان يک پاداش و يا يک “حق مديريتي” نگاه مي‌کنند، نه يک کار تخصصي. مثلا مي‌گويند فلاني ريس فلان اداره است پس او بايد برود. يا بايد از فلان مديران استانها تقدير بشود پس به سفر خارجي بروند! طبيعي است که با اين نگرش به عنوان بازديد کننده هم به جايي نمي رسيم.

ما يک سري قوانيني داريم که از شرکت بخش خصوصي در رويدادهاي بين‌المللي حمايت کند. در حوزه ICT به طور خاص سازو کار اين اتفاق وجود دارد؟

خير چنين چيزي وجود ندارد. چند تا نهاد هستند که گاهي اين جور کارها را انجام مي‌دهند  گاهي سازمان توسعه تجارت اين کار را مي‌کند و يا مثلا پارسال معاونت علمي رياست جمهوري بخش ICT اش مي‌خواست يک حمايت اين چنيني بکند اما اولا اين حمايت‌ها مستمر و برنامه‌ريزي شده نيست و ثانياً نحوه و ميزان حمايتهاي موردي هم غلط يا ناچيز است. مثلا بيشتر منظور از حمايت را کمک مستقيم مالي مي دانند که صرفنظر از ناچيز بودن آن خيلي ساده انگارانه است. 

بنابراين اين کار متولي مشخصي ندارد، که اولا اين شرکت‌ها را شناسايي کند ثانيا بهترين روشهاي حمايت را متناسب با شرايط آن رويداد برنامه‌ريزي کند و سوم اينکه تاثيرات و نتايج حضور شرکتهاي در آن رويداد را بررسي و رصد کند تا براي دور بعد حمايتهاي بهتري انجام شود. چنين چيزي من نمي‌بينم . يعني اين سه کار من نديدم به خوبي انجام شود.و يا اينکه جاي خاصي متولي‌اش باشد. 

از زاويه دولت و کشورهايي که اين رويداد ها در آنها اتفاق مي‌افتد مسئله را بررسي کنيم. يک دولت و يا کشور برگزاري چنين رويدادهاي بين‌المللي برايش چه مزايايي دارد؟ و آيا دولت ايران هم بايد به اين سمت برود و آيا برگزاري چنين رويداد هايي منافع دارد؟

بايد بگوييم چرا برگزار نکنيم. يعني دليل منطقي نمي‌توانيم اقامه کنيم که برگزار کردن يک رويداد فناورانه در کشور توجيه نداشته باشد. البته به شرطي که آن برگزاري هدفمند و بر اساس يک استانداردي انجام شود. متاسفانه مديران دولتي در کشور ما مدير هزينه‌اند. به محض مطرح شدن طرح برگزاري يک رويداد بين المللي دنبال بودجه هاي چندين ميلياردي از بيت المال هستند. اين غلط است. در کل روال اين نيست که کشورهايي که اين رويداد ها را برگزار مي کنند براي آن هزينه بدون درآمد بکنند. شايد يک مسئله خاص و يا دانشگاهي باشد و آن مسئله‌اش جداست. اما در کل روال اين نيست. اگر هم کشوري چنين رويدادي برگزار مي‌کند و براي آن هزينه مي‌کند، ده ها برابرآن هزينه به صورت مستقيم و غير مستقيم درآمد کسب مي‌کند. اولا شرکت در اکثر اين رويدادها مستلزم ثبت نام و پرداخت هزينه است.اما در کشور ما بار هزينه‌ها را به دوش بودجه بيت المال مي‌اندازند و حتي در بسياري از موارد براي شرکت کنندگان خارجي بليط هواپيما يا هتل هم رزرو مي‌کنند!  

در نهايت پيشنهاد شما براي استفاده بهتر از ظرفيت برگزاري رويدادهاي بين المللي در کشور چيست؟ 

راهکار اين است که اولاً گزيده کار کنيم. متناسب با بضاعتمان به دنبال برگزاري همايش و نمايشگاه برويم. اينکار باعث مي شود کيفيت آن رويداد بالا برود و طبعاً خارجي ها هم تمايل بيشتري براي هزينه کردن و حضور داشته باشند. نکته بعدي آن است که بايد در برگزاري رويدادهاي بين المللي استمرار و نظم وجود داشته باشد. مثلا ما در حوزه ICT بايد يک نمايشگاه بين‌المللي داشته باشيم. نمايشگاهي که همه براي شرکت در آن لحظه شماري کنند. متاسفانه ما در سال چند رويداد با عناوين بين‌المللي در اين بخش برگزار مي کنيم که معروفترينهايشان تلکام و الکامپ هستند. که هر سال هم اختلافي بر سر متولي برگزاري آنها اختلاف وجود دارد. نکته سوم هم آنکه تا جایی که امکان دارد  برگزاري اين رويدادها را در داخل کشور را بر عهده بخش خصوصي توانمند بگذاریم و بخش دولتی بجای تمرکز صرف به حمایت مستقیم مالی، از ابزارها و سازوکارهایی که در اختیار دارد برای حمایت استفاده کند. ساده ترینش هماهنگی میان متولیان ذی‌ربط در برگزاری است. 

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *