بررسی نظام علم و فناوری کره جنوبی در گفتگو با آقای علم‌خواه(بخش اول)
دوشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۲

آقای علم‌خواه دانشجوی دکتری رشته نانو هستند. وی یک دوره فرصت مطالعاتی را در کره‌جنوبی گذرانده‌ است. برای شنیدن نظرات ایشان در حوزه توسعه علم و فناوری در کره‌جنوبی گفتگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌آید:

IMG_2333

کره جنوبی کشوری است که در حوزه اقتصاد جز رویش‌ها به شمار می‌رود. خصوصا در حوزه اقتصاد دانش بنیان، IT،  ICT پیشرفت جدی داشته است. الکترونیک قوی دارد و ما در ایران حداقل محصولات آن را مشاهده می‌کنیم. در واقع می‌خواهیم بدانیم چه چیزی باعث شده که کره‌جنوبی، به این کره تبدیل بشود؟ این برای ما جالب توجه است.

از سوی دیگر به طور کلی شنیدن تجربه کشورهای دیگر از زبان کسانی که آنجا را لمس کرده‌اند جذابیت دارد. لذا ما می‌خواهیم تجربیات شما را به عنوان کسی که در فضای علم و فناوری سابقه پژوهشی و اکادمیک داشته‌اید و در عین حال در فضای صنعت هم حضور دارید، از حضورتان در کره‌جنوبی بشنویم. لذا چارچوب خاص و سوال مشخصی نداریم. می‌خواهیم تجربه شما را از برخورد با نظام علم و فناوری کره‌جنوبی، نوع سیاست‌گذاری و مدیریت علم و فناوری در کره‌جنوبی و یا موارد دیگری که به این بحث مرتبط می‌شود را بشنویم.

–    به نام خدا.آنچه که باعث شد من به این فرصت مطالعاتی بروم عمدتا تاکید اساتید بود، چرا که رشته‌ای که من داشتم بر روی آن کار می کردم و می‌کنم بحث نانو متریال است. این رشته بسیار هایتک است و باید می‌رفتم دستگاه‌ها، کشورها، دانشگاه‌ها و مجموعه‌هایی که دارند بر روی این مسئله کار می‌کنند را می دیدم. حداقل نفعش برای من روی پایان نامه می‌تواند باشد.

اینکه چرا من کره را انتخاب کردم بحث اول است. من درخواست‌های متعددی به دانشگاه‌های مختلفی از جمله کانادا، اروپا و آسیای شرقی دادم. آسیای شرقی جز مواردی بود که اساتید آن همه جواب دادند. تا اینکه استاد آخری که از کره جنوبی پاسخ دادند و هماهنگی‌های لازم انجام شد و وزارت علوم هزینه‌های آن را پرداخت کرد و من به کره رفتم.

 در بحث کاری که من در آنجا انجام می‌دادم بهتر است به طور اجمالی توضیحی بدهم. البته ممکن است به درد بحث نخورد. من روی بحث پوشش‌های سخت کار کرد‌ه‌ام. برای قطعات از جمله خودرو، صنایع دفاع، هوا‌فضا و جاهایی که دو تا فلز در ارتباط هستند برای اینکه مقاومت آن را افزایش دهیم نیاز به بحث نانو‌پوشش‌ها‌ است. من در آنجا موظف بودم با یک دستگاه کار کنم ولی دستگاه‌های متعددی در آنجا بود و من توانستم با همه آنها کار کنم.

شما نظام علم و فناوری کره جنوبی را چگونه دیدید؟
–  در بحث نظام علم و فناوری در کره جنوبی من بحث کلان نمی‌کنم. بحث مشاهدات من است. من نرفته‌ام در مورد نظام علم و فناوری کره جنوبی پژوهش و مطالعه کنم. در واقع مشاهداتی که از استاد و دانشجو و پژوهشکده داشته‌ام و در مقایسه آن با مدل خودمان نکاتی را بیان می‌کنم. و اینکه چه نکانی را ما به عنوان ایرانی و مجموعه‌ای که دلمان برای نظام می‌سوزد بهتر است انجام دهیم را مطرح می‌کنم.

1-    نکته اول: که خیلی مهم است. فرهنگ فعالیت دانشجوها و اساتید است. در آنجا استاد، دانشجو، کارمند و حتی آبدار‌چی به صورت شخصی به کار خود متعهد است. این مسئله‌ای است که اگر در دانشگاه ما اتفاق بیافتد و به کم‌کم به صورت یک فرهنگ در بیاید،آن روحیه جهادی که باید اتفاق بیافتد شکل می‌گیرد.

2-    بحث دومی که در دانشگاه‌های ما وجود دارد و در آنجا کمتر دیده می‌شود، این است که دانشجو و استاد می‌دانند که دارند چکار می‌کنند. این خیلی مهم است. در دانشگاه ایران دانشجوی دکتری برای اخذ پروژه پیش استاد می‌رود و تقاضای موضوع برای آن می‌کند. استاد در پاسخ می‌خواهد که دانشجو برود و موضوعی را پیدا کند و بعد بیاید با استاد در مورد آن بحث کند. این نوعا پایان‌نامه‌هایی می‌شود که دانشجوی دکتری ما انجام می‌دهد.

اما در آنجا وقتی دانشجو پیش یک استاد می‌رود، استاد می‌گوید یکی از این چهار- پنج پروژه را کار کن. و اگر نمی‌خواهی سراغ استاد دیگری برو. چرا؟ چون این پروژه‌هایی هستند که پشت سرش سرمایه‌گذاری شده و هزینه‌های آن تامین می‌شود. برای این موضوعات متقاضی صنعتی وجود دارد. مثلا شرکت هیوندا به دانشگاه می‌گوید خودروی من مشکل دارد. چرخ دنده‌های آن زود ساییده می‌شود. صورت مسئله را به دانشگاه می‌دهد. بعد استاد می‌رود پروژه را نهایی می‌کند و Aتومان هم به ازای آن می‌گیرد. به ازای اینA تومان مبلغی که گرفته است، می‌گوید که من می‌توانم سه تا دانشجوی PHDبگیرم، چهار تا دانشجوی فوق لیسانس بگیرم. روی این حساب دانشجویی که می‌آید پروژه انتخاب کند – و این معمولا از روز اول هم مشخص می‌شود- مشخص است که می‌خواهد درد صنعت خودش را حل کند. رویکرد ماموریت محوری یا مسئله محوری خیلی مهم است. اگر ما در دانشگاه خودمان بتوانیم این نگاه را در استاد ایجاد کنیم. خیلی مهم است و می‌توانیم در آینده امیدوار باشیم که این یک فرهنگ بشود.

3-    نکته دیگری که موجب شده دست و پای استاد ما را ببندد مقالات است. من آنجا کسی را ندیدم که بگوید مقاله ISI دادن بد است. حتی برایشان خیلی مایه مباهات بود که می‌خواهند مقالهISI چاپ کنند. دانشجویی که می‌آید پیش استاد و پایان نامه‌اش را ارائه می‌دهد، حتما باید مقاله هم داشته باشد. فرق سیستم آنها با ما این است که دانشجوی آنها در ضمن آنکه دارد مشکل صنعت را حل می‌کند، باید در کنارش مقاله هم در بیاورد. دانشگاه‌های ما که می‌گویند مقاله فقط یک بعد کار را گرفته‌اند. فقط می‌گویند مقاله.

یک مسئله‌ای هم هست که در آن ما باید حق را به استاد اینجا بدهیم. استاد اینجا اگر بخواهد مشکل صنعت ایران را حل کند این نوعا مقاله نمی‌شود. چون مشکل صنعت ایران نوعا مربوط به مقالات سی سال قبل است. ولی دانشجویی که می‌اید برای قطعات سامسونگ فلان مسئله را حل می‌کند، این مشکل الان است و همین خودش یک مقاله ISI است. و بلکه پتنت است. نکات جدیدی به همراه دارد که هم قابلیت توسعه صنعتی دارد و هم به همراه خودش توسعه علمی را به همراه دارد که می تواند در قالب مقالات بیان شود.

4-    بحث دیگر مربوط به مدل همکاری صنعت و دانشگاه است. این مدلی است که در دنیا جواب داده و ایران هم باید به این سمت برود. در دانشگاه ایران هم دفتر ارتباط با صنعت وجود دارد و در آن چهار تا کارمند هم وجود دارد. و نوعا این کارمند‌ها دفتری هستند که قرارداد‌ها را می‌بنند و پول را به استاد می‌دهنداما آن ارتباطی که ما با صنعت مدنظر داریم یعنی اینکه مشکل صنعت را پیدا کند و آن را تبدیل به پروژه کند، وجود ندارد. در آنجا ارتباط صنعت و دانشگاهی که من دیدم خیلی عملیاتی بود. آن ارتباط منطقی که مد نظر هست شکل گرفته بود. به عنوان مثال عظیم‌ترین ساختمان آنجا مربوط به «دفتر همکاری‌های دانشگاه و صنعت سامسونگ» است. در این مجتمع نیروهای ستادی آدم‌های سامسونگ‌اند و نیروهای علمی تحقیقاتی و صنعتی نیروهای دانشگاه هستند. استاد و دانشجو همه دارند آنجا کار پژوهشی می‌کنند. سامسونگ به آن مجتمع می‌گوید که من فلان مشکل را دارم. آن مجتمع دپارتمان‌های مختلفی دارد که بتواند مشکلات مختلف سامسونگ را حل کند. این طور است که یا یک استاد و پژوهشگر چند ساعتی از وقتش را می‌رود و کار پژوهشی می‌کند و یا اینکه آنجا یک نفر PHD کار است و کلا استخدام آنجاست و کار پژوهشی می‌کند. این مجموعه وظیفه دارد مشکلات پژوهشی سامسونگ را مرتفع کند.

5-    بحث دیگری که در آنجا خیلی روی آن کار شده است بحث نظام مالکیت فکری است. در این مورد اگر آمارها را ورق بزنید بعد از چین و امریکا به کره جنوبی می‌رسید. یکی از شاخص‌های توسعه نظام فناوری تعداد ثبت اختراعات است. چون آنجا هر چیزی را نمی‌آیند مقاله کنند. چیزهای که نیاز باشد و جدید باشد را ثبت می‌کنند. این حاکی از بحث فرهنگی است که در این جا وجود ندارد. این بحث در خیلی مسائل ریشه دارد در اقتصاد ریشه دارد در بحث توسعه علم و فناوری ریشه دارد. و باید روی آن کار کرد. ارتباط خیلی نزدیکی با سازمان ثبت اختراعات جهانی و کره جنوبی وجود دارد.

6-    بحث دیگر که می تواند جالب باشد بحث همایش‌ها است. در دانشگاه‌های ایران زمانی‌که همایشی برگزار می‌شود نوعا شنونده‌ها دانشجو هستند. اگر مدیر صنعتی هم بیاید، می‌‌آید خودش صحبت کند و بعد هم می‌رود. آنجا استاد من سی سال کار کرده است. سه روز در یک همایش نشسته بود و به حرف‌های یک دانشجو گوش می‌داد. بحث این است که در آنجا بحث همایش‌ها برای بحث انتقال دانش خیلی بحث مهمی است. اینجا دانش شکل می‌گیرد اما منتشر نمی‌شود.

7-    نکته دیگر در مورد قطب های علم و فناوری است.  آنجا و جایی که من در آنجا بودم «مرکز ملی هیبرید سولوشن»- یک بحثی در متریال است- یعنی برای یک مشکل که کاربردش در بسیاری از حوزه‌هاست یک مرکز ملی ایجاد کرده‌اند. دید‌شان به مرکز ملی، واقعا ملی است. آنجا یک مرکز ملی که تاسیس می‌شود وزارت علوم و فناوری اسپانسر است. زمانی که من آنجا بودم ششمین سالگرد تاسیس آنجا بود که به این مناسبت یک سمیناری در آنجا برگزار شده بود که من هم رفتم. رئیس آنجا و زیرگروه‌هایش-6-7تا استاد گروه زیر مجموعه‌اند -. آمده بودند که گزارش کار می‌دادند.
در این مرکز ملی، پروژه کلان که به آنجا می‌آید خرد می‌شود. هر استاد کار خودش را می‌کند بعد دوباره سرهم می‌شود و تحویل کار فرما می‌شود.

در کشور ما قطب‌های علمی چقدر موفق بوده‌اند. کارکرد‌شان چیست؟‌آیا آن اهداف توسعه علم و فناوری که داریم را محقق می‌کند. در کنار این قطقب‌های علمی باید یکسری قطب های تکنولوژی هم بزنیم. یا اینکه ماموریت این قطب‌ها را عوض کنیم. قطب علم و فناوری بشود. اینجا کسی که بیشترین مقاله را دارد رئیس قطب می‌شود. دانشگاهی که بیشترین فول پروفسور را دارد می‌شود مرکز قطب. سوال؟اینکه فول پروفسور شده است چقدر توان برای این کار دارد؟چقدر می‌فهمد؟ این خیلی مهم است. و باید این مسئله را به چالش کشید.
 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *