نقش شرکت‌های دانش‌بنیان در دیپلماسی علم و فناوری
سه شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۴
مسعود براتی (مدیر گروه مطالعات دیپلماسی ایران)

baratiچهارمین هم‌اندیشی دیپلماسی علم و فناوری به مساله خدمات متقابل شرکت‌های دانش‌بنیان و دیپلماسی علم و فناوری اختصاص داشت. البته عنوان صحیح برای این هم‌اندیشی را باید نقش شرکت‌های دانش‌بنیان در دیپلماسی علم و فناوری دانست. چرا که شرکت‌های دانش‌بنیان بازیگر بیرونی در دیپلماسی علم و فناوری نیستند بلکه بازیگر داخلی بوده و باید نقش آنها تبیین شود.
در تبیین این نقش باید به ظرفیت‌ها و نیازهای شرکت‌های دانش‌بنیان توجه کرد. این شرکت‌ها همانند هر بنگاه اقتصادی دیگری به دنبال حداکثر کردن منافع خود بوده و نباید انتظار داشت که این شرکت‌ها برای ارزش‌های دیگری فعالیت کنند.(مگر در موارد خاص که پای ارزش‌های بنیادی‌تری در میان باشد)
از طرف دیگر شرکت‌های دانش‌بنیان توانایی پذیرش فناوری را دارند. با توجه به تجربه کشور در مساله انتقال فناوری و اینکه تجربه‌های ناموفق بسیاری وجود دارد، به نظر می‌رسد بهترین مسیر برای آنکه قراردادهای اقتصادی با طرف‌های خارجی منجر به انتقال فناوری و بومی‌سازی آن شود، استفاده از شرکت‌های دانش‌بنیان داخلی است که توانایی و فهم درست فناوری را دارا هستند.
این مساله با توجه به پیش‌بینی‌هایی که از اثرات توافق هسته‌ای بر افزایش تعاملات اقتصادی با شرکت‌های خارجی می‌شود، اهمیت دو چندان می‌یابد. کشور باید بتواند از فرصت های ایجاد شده حداکثر بهره‌برداری را به منظور ارتقای توان داخل انجام دهد. در این میان تجربه‌های موفقی وجود دارد که بررسی‌ انها می‌تواند مدل مناسبی برای این کار پیشنهاد دهد. پس می‌توان یکی از ماموریت‌های دیپلماسی علم و فناوری در فضای فعلی در نسبت با شرکت‌های دانش بنیان را استفاده از ظرفیت آنها برای انتقال فناوری دانست.
مساله دیگری که در همین رابطه اهمیت می‌یابد، خطر از بین‌رفتن و یا تضعیف نهال شرکت های دانش بنیان در مقابل طوفان ورود شرکت‌ها و محصولات خارجی است. به نظر می‌رسد صیانت از این نهال ماموریتی هرچند موقت برای دیپلماسی علم و فناوری باشد. این کار نیازمند فعال شدن بخش‌های دیگر همچون امور شرکت‌های دانش‌بنیان نیز هست. دیپلماسی علم و فناوری به دلیل آشنا بودن نسبت به روش‌های ورود شرکت‌های خارجی در کشور می‌تواند نقش آفرینی مناسب و به موقعی در این زمینه داشته باشد.
موضوع دیگر نیازهای شرکت‌های دانش‌بنیان در بیرون از کشور و در بازارهای خارجی است. کم هستند شرکت‌هایی که شناخت و توانایی کافی برای حضور در بازارهای خارجی را داشته باشند. در نتیجه نیازمند دریافت خدمات از شرکت‌های تخصصی هستند. مدیریت این شرکت‌ها و تعیین خط و مشی‌های اصلی آنها (در زمینه‌های مختلف از جمله اولویت‌های جغرافیایی و یا فناوری) می‌تواند کارویژه فرماندهی دیپلماسی علم و فناوری باشد.
البته در حال حاضر وضعیت مناسبی میان بنگاه‌های اقتصادی و دستگاه دیپلماسی وجود ندارد. در حال حاضر دو طرف نسبت به یکدیگر اعتماد کمی دارند. از طرفی بنگاه‌ها به چشم یک مزاحم و مانع به دیپلماسی و حاکمیت نگاه کرده و از طرف دیگر حاکمیت و دیپلماسی به شرکت‌ها به چشم یک متوهم و پر ازادعاهای غیرواقعی که منجر به بی‌اعتبار شدن برند ایران می‌شوند، نگاه می‌کند. برای تغییر این وضعیت باید به نهادهای واسط همچون شرکت‌های تخصصی بازرگانی فکر کرد. به نظر نمی‌رسد با توجه به اندازه شرکت‌های دانش‌بنیان که عموما شرکت‌های کوچک و متوسط هستند، کار درستی باشد که میان دیپلماسی علم و فناوری و شرکت‌های دانش‌بنیان رابطه مستقیم در نظر گرفت. بلکه دیپلماسی علم و فناوری باید با هویت‌های جمعی این شرکت‌ها در قالب تعاونی، انجمن‌ها و … ارتباط گیری کند.
نکته دیگر که باید توجه کرد این است که از بعد حمایت‌هایی که دیپلماسی علم و فناوری می‌تواند در بازارهای خارجی به شرکت‌ها ارایه دهد، کاملا ذیل چتر دیپلماسی اقتصادی است. یعنی در این جهت میان این دو نوع دیپلماسی تفاوتی وجود نداشته و تفاوت‌های جزیی نیز قابل صرفه‌نظر کردن است. لذا مسایل این بخش همان مسایل موجود در مسیر دیپلماسی اقتصادی است. مسایلی از قبیل تعیین اولویت در کشورهای هدف، انسجام فرماندهی در ایجاد فرصت در آن کشور، به کار بستن ظرفیت‌های سیاسی موجود در راستای اهداف اقتصادی، صیانت از برند ایران، ایجاد زیرساخت‌های لازم و تسهیل ارتباطات میان بخش اقتصادی داخل با بخش اقتصادی کشور هدف و… واقعیت موجود حاکی از وجود خلاهای فراوان در این زمینه است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *