دانشگاه‌ها و دیپلماسی علم وفناوری- چالش‌ها و فرصت‌ها
دوشنبه ۲۱ دی ۱۳۹۴

مطلب زیر تدوین ارایه‌ای است که در پنجمین هم‌اندیشی از سلسله هم‌اندیشی‌های دیپلماسی علم و فناوری با موضوع «نقش دانشگا‌ه‌ها در دیپلماسی علم و فناوری» در دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد. سایت دیپلماسی علم و فناوری برای توسعه این مفهوم و استفاده مخاطبان از این مطلب آن را منتشر می‌کند. این بحث توسط مسعود براتی، مدیر گروه مطالعات دیپلماسی ایران و بر اساس مطالعات اولیه انجام شده در گروه ارایه شده است.

موضوع بحث دانشگاه‌ها و دیپلماسی علم و فناوری است. از نظر ادبیاتی در بحث دیپلماسی علم و فناوری قدیمی‌ترین بحث در این حوزه است که با عنوان دیپلماسی علم، بین‌المللی شدن دانشگاه و تبادلات دانشگاهی مطرح می‌شود و خیلی هم سبقه تاریخی زیادی داشته است و ادبیات غنی هم این بحث دارد. ما در حیطه مطالعات تلاش کردیم تا در ورطه ادبیات‌زدگی نیافتیم، لذا خیلی سریع این قسمت را جمع کردیم و سراغ بحث ایران آمدیم و مسائلی که ایران در این حوزه به آن مبتلا هست را مورد بررسی قرار دادیم. بحث تبادلات دانشگاهی قالب‌های متنوعی دارد. از ارتباط علمی اساتید، دعوت از اساتید خارجی بورس‌های تحقیقاتی، حضور اساتید در پروژه‌های تحقیقاتی خارجی، عضویت در مجامع بین‌المللی، همکاری در مجامع علمی، برقراری ارتباط علمی بین دانشجویان، قراردادهای همکاری‌های بین‌المللی، تاسیس پردیس‌های خارجی، جذب دانشجویان خارجی، فرصت‌های مطالعاتی و…. که یک طیف وسیعی از قالب‌ها را می‌شود اتخاذ کرد که تبادلات بین‌المللی دانشگاه را شکل دهد.

در بحث اهداف تا کنون سه دسته هدف برای آن احصا شده است. اهداف علمی و فناوری، اهداف فرهنگی- سیاسی واهداف اقتصادی.

اهداف علمی و فناوری

  • در اهداف علمی و فناوری می‌توان بحث انتقال فناوری و یا ارتقا سطح دانشی دانشگاه در تعامل با دانشگاه‌هایی که ار نظر سطح علمی بالاتر هستند را مطرح کرد.
  • همچنین پذیرش دانشجو از دانشگاه‌هایی که از نظر سطح علمی از ما پایین‌تر هستند و ما یک نوع برتری علمی نسبت به آنها داریم.
  • همکاری علمی در پروژه‌های علمی مشترک. پروژه‌های علمی مختلفی در سطح جهانی و منطقه‌ای تعریف می‌شود که دانشجویان می‌توانند در آنها مشارکت داشته باشند و اهداف جانبی‌اش را تامین کنند.
  • یا اینکه ما از اساتید خارجی برای تدریس و استفاده از محتوای آنها استفاده کنیم.
  • و یک هدف دیگر هم اینکه در فضای دانشگاهی و تبادلات دانشگاهی قابل پیگیری است این است که سعی کنیم از اینکه نخبگان و مغزهای کشور مهاجرت کنند جلوگیری کنیم و با تعریف یکسری دوره‌ها و کارهای مشترک آن حس نیاز علمی سطح بالا را بتوانیم پوشش دهیم.

اهداف سیاسی- اقتصادی

در بحث اهداف سیاسی اقتصادی بحث گسترش نفوذ را داریم. معمولا در ادبیات روابط بین‌الملل طرح می‌کنند که وقتی دانشجویی در دانشگاهی درس می‌خواند به طور طبیعی و یا به احتمال زیاد تبدیل به یک سمپات آن کشور در کشور خودش می‌شود. چون آنجا را می‌شناسد با محیط و فرهنگ آنجا آشنا شده است. و این می‌تواند خیلی موثر باشد. از این تعاملات در حوزه سیاست خارجه می‌تواند استفاده شود. معمولا در فضایی که فضای روابط سیاسی چندان مساعد نیست از فضای روابط علمی می‌توان برای برقراری ارتباط‌ها استفاده کرد. که نمونه شوروی و امریکا معروفترین نمونه تاریخی است.

اثرات دیپلماسی عمومی و اثر گذاشتن در ذهن نخبگان و … هم مطرح است که مصداقی از آن که شاید به ما خیلی نزدیک باشد تعامل بین ایران و افغانستان است. تعداد زیادی از مسئولین افغانی که الان در سیستم سیاسی افغانستان مسئولیت گرفته‌اند از فضای ایران بهره برده‌اند. تاثیرات همیشه و صد در دصد نبوده است اما این اثر را می‌تواند داشته باشد. در پذیرش ارزش‌ها و مولفه‌های فرهنگی کشور‌ها قطعا این تعاملات موثر است.

در بحث اقتصادی هم یک سری همکاری های اقتصادی می‌تواند رخ دهد مثلا یکسری پروژه‌های همکاری مشترک تحقیقاتی ناظر به اهداف اقتصادی باشد.

از سویی جذب دانشجویی خارجی می‌تواند انگیزه‌ اقتصادی داشته باشد. یعنی با یک نگاه کاملا اقتصادی دانشجو بیاید تربیت شود و هزینه کند. یک نوع صادرات خدمات محسوب می‌شود. صادرات خدمات آموزشی. و یا اینکه از ظرفیت فارغ التحصیلانی که در این کشور تحصیل کرده‌اند برای همکاری‌های اقتصادی استفاده شود. به طور خاص DAAD در این سال‌های اخیر فارغ التحصیلانش را خیلی به این امر توجه داده است که بتوانند همکاری اقتصادی بین خودشان- حالا اگر یک شرکت و یا موسسه‌ای شدند- و یک همکار آلمانی ایجاد کنند.

اهداف فرهنگی

در بحث اهداف فرهنگی هم که به نظرم خیلی مسئله روشنی است. بحث زبان خیلی مهم است. آلمان خیلی از این بحث تعاملات علمی‌اش در گسترش زبان آلمانی دارد استفاده می‌کند. در شرق آسیا هم این مسئله است. خود ایران هم تجربه‌های خوبی در این مسئله دارد.

وضعیت تبادلات دانشگاهی در ایران

ما وضعیت فعلی ایران را از دو مسیر بررسی کردیم. یک تحولات دو‌سال گذشته در این فضا را بررسی و رصد کردیم. چون دو سال اخیر یک جنب و جوش زیادی در این فضا ایجاد شده و برای دانشگاه‌ها بین‌المللی شدن یک هدف مهم تلقی شده است. مسیر دیگر اینکه به طور حضوری با مسئولین بین‌الملل چهار دانشگاه بزرگ کشور صحبت کردیم.

در مجموع به این نکات در بحث وضعیت ایران رسیدیم. یکی این که این همکاری‌های علمی بین‌المللی لزوما از طریق کانال‌های رسمی اتفاق نمی‌افتد. یعنی ما بخش زیادی از تعاملات بین‌المللی‌مان در این حوزه غیر رسمی است. و شاید به همین دلیل رصد کردنش هم سخت است. استاد با استاد خارجی ارتباط دارد. دانشجو می‌تواند با استاد خارجی ارتباط بگیرد. تعامل شکل می‌گیرد، مقاله مشترک هم حتی تولید می‌شود. اما لزوما در کانال رسمی که قابل احصا و حساب و کتاب باشد صورت نمی‌گیرد که بتوان روی آن برنامه ریزی به صورت دقیق انجام داد. در این دو سال اخیر وزارت علوم تلاش کرده است تا بتواند یک سیاست گذاری انجام بدهد. و برای اینکه دانشگاه‌ها به سمت بین‌المللی شدن حرکت کنند دستورات و قواعد کلان را در این حوزه ترسیم کرده است. تا جایی که ما بدست آوردیم یک نوع اولویت بندی برای کشورهایی که هدف این تعاملات می‌خواهند باشد شده است. در این اولویت بندی کشورها تقسیم شده به کشورهای بالادستی یعنی کشورهایی که از نظر علمی و فناوری از ما برتری‌هایی دارند و کشورهای پایین دستی که برای ما حوزه نفوذ محسوب می‌شوند. روسیه ،آلمان، چین و البته ژاپن در کشورهای بالادستی مطرح شده‌اند. در کشورهای پایین دستی بحث عراق، افغانستان و تاجیکستان خیلی مطرح بوده است.

دوره‌های مشترک تعریف می‌شود. یک مقداری توجه داده‌اند که این دوره‌های مشترک از رفتن دانشجویان به خارج جلوگیری کند.

ما در فضای دانشگاهی‌مان صندلی‌های خالی داریم. به خصوص در فضای دانشگاه آزاد این هست و این می‌تواند فرصتی برای تعاملات بین‌المللی باشد. برخی دانشگاه‌ها در برخی رشته‌ها مرجعیت دارند. مثلا دانشگاه خواجه نصیر در هوافضا مرجعیت دارد. دانشگاه شریف در چند رشته این طور است. دانشگاه تهران این شکلی است که این خوب برای آنها فرصت و پتانسیلی است.

در دانشگاه‌های ایران نیروی انسانی نخبه عامل جذابیت جدی است. تقریبا یکی از دلایلی که خارجی‌ها دوست دارند با دانشگاه های ایرانی تعامل بکنند نیروی انسانی نحبه آن است. و برای همین تمایل دارند که همکاری‌ها صرفا در سطوح تحصیلات تکمیلی نباشد و بتوانند آن را به حوزه کارشناسی تسری بدهند که زیاد معمول نیست و همکاری‌های مشترک بیشتر در حوزه تحصیلات تکمیلی اتفاق می‌افتد. بحث تاسیس پردیس‌های خارجی هم یکی از سیستم‌هایی است که در این چند سال دنبال می‌شود. ناظر به این وضعیت‌ها ما دیدیم سوال‌هایی وجود دارد که خوب است اینجا روی آن بحث شود.

مسایل پیش‌روی بین‌المللی شدن دانشگاه‌های ایران

یک سوالی که برای مطرح شد این بود که دانشگاه‌ها به طور مستقل سعی می‌کنند برنامه‌های و سیاست‌های بین‌المللی‌شان را تدوین کنند و عمل کنند. حالا در این فضا یک تعاملی هم با نهاد بالا دستی‌شان که وزارت علوم هست دارند. اما این استقلال متناسب با توانمندی دانشگاه خیلی پر رنگ‌تر است. سوال این است که چگونه اولویت‌های حاکمیتی تسری پیدا کند و به اولویت‌های دانشگاه تبدیل شود. این مسئله مهمی است چون اگر ما بخواهیم یکسری اهدافی را دنبال کنیم و یکسری اولویت‌ها را داشته باشیم این اتفاق باید روی دهد. چون دانشگاه‌ها یک شخصیت مستقل دارند چگونه بتوانیم این تحولات را مدیریت کنیم که نه استقلال دانشگاه‌ها با اختلال رو به رو شود و از این طرف هم اولویتهای حاکمیتی که مثلا تشخیص داد با فلان کشور باید رابطه برقرار شود اتفاق بیافتد. در صفحه ۱۴-۱۵ این مطالعه ما جدول تعاملات چهار دانشگاه اصلی را در این دو سال آورده‌ایم. شما می‌توانید خودتان این مقایسه را انجام دهید. که چقدر این با اولویت‌هایی که مثلا وزارت علوم در نظر گرفته است همخوانی دارد.

یک مسئله دیگری این است که مسئله بین‌المللی شدن دانشگاه‌ها نسبتش با نقشه جامع علمی کشور زیاد روشن و شفاف نیست. بین‌المللی شدن دانشگاه‌ها قرار است چه بخشی از این نقشه را کامل کند. مثلا فرض کنید فلان رشته فناوری الان برای ما اولویت دارد لذا باید به دانشگاه‌ّها ماموریت بدهیم که در تعاملات بین‌المللی‌اش با یک دانشگاهی که در این حوزه پیشرفته است ارتباط بگیرد. این را ما زیاد در مصاحبه‌ها و رصد تحولات ندیدیم.

بحث دیگری که ما مشاهده کردیم این است که برای موفقیت در عرصه بین‌الملل انسجام بین بازیگران خیلی مهم است. باید وحدت رویه و یک تقسیم کار بین‌المللی میان بازیگران داخلی وجود داشته باشد. ما در دانشگاه‌هایمان تقریبا این را ندیدیم که دانشگاه‌ها با هم تعامل داشته باشند و یک تقسیم کار داشته باشند. با ادبیات روابط بین‌المللی بخواهم بگویم دانشگاه‌ها بیشتر نگاهشان به همدیگر رئالیستی است تا لیبرالیستی. یعنی همدیگر را رقیب و جمع بازیشان را صفر می‌بینند. و برای همدیگر کمتر نقش همکاری قائل هستند. مثلا دانشگاه تهران با دانشگاه شهید بهشتی با همدیگر بتوانند یک همکاری بین‌المللی تعریف کنند. البته یک اتفاقی دو ماه گذشته رخ داد که ده دانشگاه برترمان رفت و با ده دانشگاه برتر روسیه در کنار هم نشستند. که این اتفاق قابل توجهی بود. از این دست اتفاقات خیلی کم داریم ودر دانشگاه‌ها که ما رفتیم این حس که ما رقیب هم هستیم حتی در حوزه خارج از کشور پر رنگ بود. به نظر می‌رسد بر روی این انسجام و تقسیم کار باید فکر شود.

مسئله دیگر این است که عمده برون داد این همکاری‌ها می‌شود تفاهم‌نامه‌هایی که بین دانشگاه‌ها امضا می‌شود . تفاهم‌نامه باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد تا شدنی بشود. قابل اجرا باشد و آدم امید داشته باشد که این به اجرا می‌رسد. شاخص‌های ارزیابی این تفاهم‌نامه چیست. ما تقریبا هیچ گزارش مستندی از ارزیابی این همکاری‌های بین‌المللی نداریم. اصلا این همکاری‌ها خوب بوده یا نه؟ موفق بوده است؟ شاید هم به خاطر این باشد که بحث بین‌المللی شدن تازه دارد به صورت جدی مطرح می‌شود.

یک مسئله دیگرمان فضای پسا برجام است. که هم فرصت‌هایی در آن وجود دارد و هم چالش‌هایی در آن هست. فرصت‌هایش این است که فضای ارتباطی خیلی راحت‌تر می‌شود و گستره تعاملات دانشگاه‌ها می‌تواند خیلی زیاد باشد. که همین در خودش یک چالشی را ایجاد می‌کند که آیا ما با این فضا انتخابگرایانه داریم برخورد می‌کنیم و یا منفعلانه برخورد می‌کنیم. مثلا یکی از سرشلوغ‌ترین دانشگاه‌هایمان در این روزها دانشگاه شریف است. این دانشگاه خیلی زیاد درخواست‌های بازدید و دیدار دارند. از هیئت‌های زیادی از خارج در خواست بازدید دارند. این قدرت انتخاب که ما چه چیزهایی را می‌خواهیم و چه چیزهایی را متناسب با اهداف بالا دستی مان نمی‌خواهیم. لذا این فرصت در دل خودش این چالش را ایجاد می‌کند که باید برای آن فکر و طراحی شود.

مسئله دیگر اینکه ما در کشورهای منطقه نفوذمان که می‌خواهیم به عنوان کشورهای هدف برای نفوذ در آنها فکر کنیم باید بتوانیم برند دانشگاه ایرانی را بسازیم. یعنی تقویت کنیم تا دانشگاه‌های ایران برند شوند. ما تا کنون برای این طراحی ندیده‌ایم. یعنی یک طراحی که برنامه داشته باشد که مثلا در کشور عراق دانشگاه ایرانی فلان طور مطرح شود. برای این طراحی هم باید فکر شود. بالاخره برند سازی خودش یک علم است. یک فن است که باید برای این داستان به کار گرفته شود. البته مسائلی هم از جمله زبان در این جا مطرح است .

نکته دیگری که باید بر روی آن فکر کرد این است که این تبادلات دانشگاهی ابعاد فرهنگی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی دارد. ولی این ابعاد به صورت خودکار اتفاق نمی‌افتد و نیاز به طراحی کردن دارد. ما چطور می‌خواهیم از این تبادلات در حوزه فرهنگ، در حوزه اقتصاد و… استفاده کنیم. مثلا DAAD برای حوزه اقتصادش برنامه دارد. شبکه فارغ التحصیلان دارد. ما برای سر‌ریز‌های فرهنگی، اقتصادی سیاسی و امنیتی تبادلات دانشگاهیمان چه برنامه و چه طراحی داریم؟ که اینجا شاید نقش نهادهای بالادستی مثل معاونت علمی و فناوری و وزارت علوم پررنگ تر است.

این سوالاتی بود که دوست‌داریم عزیزان لطف کنند و روی این مباحث ارائه بحث کنند.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *