دیپلماسی برای علم و علم برای توسعه پایدار (۱)
پنج شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۵
برگردان: حسین حاجیلو

مقاله زیر در تاریخ ۲۹ مارس ۲۰۱۶ در سایت sciencediplomacy.org از سوی ویلیام کولگلازیر (مشاور علم و فناوری وزیر امور خارجه آمریکا از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴) منتشر شده است. این مقاله به خوبی نگاه حاکم در آمریکا نسبت به استفاده از دیپلماسی علم و فناوری برای پیشبرد منافع ملی این کشور و استفاده از ظرفیت های علمی کشورهای دیگر را نشان می دهد:

(انتشار این مقاله در سایت دیپلماسی علم و فناوری به معنای تایید همه محتوای آن نیست)

 

network-earth
دو موضوع برجسته برای من «دیپلماسی برای پیشبرد مشارکت جهانی علمی» و «علم و فناوری و نوآوری برای پیشرفت در توسعه پایدار» است. هر دو برای به حداکثر رساندن پتانسیل علم برای پیشبرد دیپلماسی ضروری است. در سال ۲۰۱۰ انجمن سلطنتی و انجمن آمریکایی برای پیشرفت علم (ناشر علم و دیپلماسی AAAS) مرزهای جدید در دیپلماسی علم را در سه چارچوب تحلیلی دیپلماسی علمی منتشر کرد:

«علم در دیپلماسی»، «دیپلماسی برای علم» و «علم برای دیپلماسی»

من علاقه مندم که دسته اول و سوم را با هم ترکیب کنم و دسته دیگری تحت عنوان «جهش علم بر دیپلماسی» بنامم (مثل جهش قورباغه ای از موانع دیپلماسی). من فکر می کنم این دسته به خصوص مربوط به زمانی است که بحث در مورد علم برای توسعه پایدار باشد. ذات این دسته، به رسمیت شناختن علم است (همراه با فناوری دگرگون شونده که علم می تواند امکانپذیر سازد) که می تواند مسیرهای جدید برای پیشرفت در حل و فصل مسائل ملی، منطقه ای و جهانی که گاهی اوقات برای سیاستمداران و دیپلمات ها بسیار سخت است، ایجاد کند. به عنوان مثال در دهه ۱۹۸۰ مبردهای جدید، به حذف کردن برخی از مخالفان تصویب طرح مونترال کمک کرد. پیشرفت های جدید در انرژی های ارزان و پاک، ممکن است همین کار را برای مقابله با تغییرات آب و هوا با حذف سوخت های کربنی انجام دهد و مخالفین را تعدیل کند.

هنگامی که من مشاور علم و فناوری وزیر امور خارجه در سال ۲۰۱۱ شدم، بر پیدا کردن راه هایی برای علم جهت پیشبرد دیپلماسی ایالات متحده تمرکز کردم. هر کشوری که من بر آن تمرکز کردم با این موضوع مرتبط بود اما کمی با موضوع تمرکز من، تفاوت داشتند: استفاده از علم و فناوری برای حمایت از نوآوری و توسعه اقتصادی. مقامات دولتی آن کشورها، به دنبال سیاست ها و سرمایه گذاری های صحیح برای پیشرفت قابلیت های علم و فناوری و نوآوری خود بودند تا جامعه ای رقابتی تر، خلاقانه تر و در نتیجه امن تر و موفق تری داشته باشند. برای انجام این کار، آن ها می دانستند که دانشمندان و مهندسانشان باید با رهبران علمی جهان – که اغلب در کشورهای پیشرفته مانند ایالات متحده هستند- همکاری کنند. بنابراین، همکاری های بین المللی یک ابزار مفید برای ایالات متحده برای پیشبرد اهداف دیپلماتیک خود است.

در همان زمان، سرمایه گذاری علمی ایالات متحده، به رسمیت شناختن این مسئله بود که پیشرفت علم و فناوری، با سرمایه گذاری های قابل توجه بسیاری از کشورها، جهانی شده و منجر به پیشرفت های زیادی در توانمندی ها شده است، این در حالی است که پشتیبانی مالی ایالات متحده در حال محدود شدن است. در نتیجه، اقدامات اصلی علمی ایالات متحده بیشتر بر این متمرکز شده است که دسترسی دانشمندان آمریکایی به بهترین ذهن ها، امکانات و محیط پژوهشی منحصر به فرد در هر کجای جهان که وجود دارد، تضمین شود.

«کمیته سیاست فیزیک» وابسته به «جامعه آمریکایی فیزیکی» (APS) که من در آن خدمت می کنم، مسائل بین المللی را در طرح استراتژیک فعلی خود، به عنوان اولویت اصلی تعیین کرده است. این کمیته به واسطه مباحثی درباره ایجاد همکاری های بین المللی، که از سوی فیزیکدانان برجسته مطرح می شود، حمایت می گردد. رهبران برجسته ای مانند دیوید گراس (برنده جایزه نوبل) از دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا و پروفسور ماریا اسپیروپالو استاد دانشگاه کالیفرنیا که جلسات اخیر انجمن فیزیک آمریکا (APS) و انجمن آمریکایی برای پیشرفت علم (AAAS) را سازمان داده اند و تمرکز این جلسات بر چالش ها در همکاری های بین المللی در فیزیک است. این تاکید مجدد بر همکاری های بین المللی در سایر علوم ایالات متحده نیز در حال وقوع است.

نتیجه این روند، – چه کشورهایی که بر آن ها تمرکز شده است چه جامعه علمی ای که بر آن تمرکز شده است – این است که نقش دیپلماسی در پیشبرد همکاری های علمی بین المللی مهمتر می شود. این بدان معناست که دیپلمات ها و سیاست گذاران ما باید با از بین بردن موانع مختلف از جمله موانع بوروکراتیک، (به عنوان مثال، تصویب ویزا و دسترسی به محیط پژوهش) حتی المقدور توسط تسهیل و مذاکره توافقنامه های بین المللی نوآورانه (به عنوان مثال، تصویب ترتیبات حقوقی و بودجه و امکانات چند ملیتی) و با ارائه بودجه بیشتر برای دانشمندان آمریکایی که در مراکز بین المللی کار می کنند، و همچنین دانشمندان آمریکایی که با دانشمندان دیگر کشورها همکاری می کنند، به جامعه علمی کمک کنند. هنگامی که من وزارت امور خارجه را در سال ۲۰۱۴ ترک می کردم، به این نتیجه رسیده بودم که به حداکثر رساندن نقش علم در پیشرفت دیپلماسی مستلزم تلاش بیشتر دیپلماسی برای پیشبرد علم است.

 

ادامه دارد….

 

لینک منبع اصلی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *